بهترین جملات مارکوس اورلیوس از کتاب تأملات
لازم به ذکر است که نوشته های مارکوس اورلیوس اندیشه هایی قدیمی است که در آنها اشاراتی به خدایانی مثل زئوس دارد ولی در زمان خود نسبت به سایر مردم، گفته هایی ارزشمند و عاقلانه بوده است. بسیاری از فیلسوفان و مکاتب بعد از او از نوشته هایش الهام گرفته اند. استاد الهی قمشه ای در سخنرانی های خود، بارها توصیه به خواندن متون او کرده اند.
در این مطلب بهترین گفته های مارکوس اورلیوس را از کتاب تاملات یا مدیتیشن برایتان منتشر کرده ایم:
آدمیان در صحرا، کنار دریا یا در کوهستان ها عزلت می گزینند. رویایی که تو نیز همواره در سر می پروانده ای.
ولی چنین خیالاتی به هیچ وجه در شاءن فیلسوف نیست، زیرا می توانی هر وقت که بخواهی در خود عزلت گزینی.
برای آدمی کنج عزلتی آرام تر و راحت تر از روحش وجود ندارد.
قواعد زندگانی ات را مختصر کن ولی قواعد اساسی را از یاد مبر.
چه چیزی تو را ناراحت میکند؟ شرارت های آدمیان؟
این آموزه را به یاد بسپار که تمام موجودات عاقل برای کمک به یکدیگر آفریده شده اند.
مدارا بخشی از عدالت است.
و انسان ها عامدانه شرارت نمی کنند. چه بسیار کینه ها، بدگمانی ها، عداوت ها و اختلاف ها که اکنون خاکستر شده و با همان انسان ها از میان رفته، پس دیگر ناراحت و رنجور نباش.
آیا شهرت واهی تو را پریشان خاطر میکند؟
ملاحظه کن که فراموشی و نسیان با چه سرعتی همه چیز را فرا میگیرد.
ورطه ابدیتی را نگاه کن که پیش و پس از ما قرار دارد.
ببین که این تحسین و تمجیدها تا چه اندازه پوچ و توخالی است، ستایش کنندگانت چقدر دمدمی مزاج و بی فکرند و دایره شهرتت تا چه حد تنگ است.
زیرا کل زمین نقطه ای بیش نیست و محل زندگی تو گوشه کوچکی از آن است.
تقلا مکن و مضطرب مباش. بر خود مسلط باش.
اگر همگی در قوه فکر کردن شریکیم، در این صورت عقل نیز بین همه مشترک است. عقلی که ما را به موجوداتی عاقل بدل میکند. بنابراین نتیجه میگیریم که این عقل به همه ما فرمان میدهد بکن یا نکن.
پس قانونی جهانی وجود دارد که به نوبه خود به این معناست که همگی همشهری هستیم و جهان شهری واحد است.
مرگ چیست؟
مرگ هم مثل تولد یکی از اسرار طبیعت است.
مرگ چیزی نیست جز تجزیه همان عناصری که ترکیب شده اند. مرگ به هیچ وجه مایه شرمساری نیست.
بر این عقیده مباش که مظلوم واقع شده ای، در این صورت دیگر مظلومیت نخواهی کرد. احساس نکن که آسیب دیده ای، در این صورت آسیب از میان خواهد رفت.
هر اتفاقی که می افتد درست همان چیزی است که می بایست رخ دهد. اگر به دیده تحقیق بنگری این امر را تصدیق خواهی کرد.
سلسله رویدادها نه فقط براساس ترتیب بلکه بر اساس نظمی عادلانه و درست رخ میدهند، به گونه ای که انگار کسی همه چیز را دقیقا سنجیده است.
پس سعی کن تک تک اعمالت خوب باشد.
قضاوت
درباره هرچیزی همانگونه که واقعا هست قضاوت کن.
مرگ به تو بسیار نزدیک است، بکوش تا زنده ای و قدرت داری نیکوکار شوی.
انسان نیکوکار در پی یافتن معایب دیگران نیست. بلکه محکم و استوار به سوی مقصد خویش می شتابد.
زیبایی واقعی قائم به ذات است و مرهون چیز دیگری نیست. تحسین در آن نقشی ندارد. زیرا هیچ چیزی با تحسین بهتر یا بدتر نمی شود.
ببین که همه چیز چگونه زاییده تغییر است. سعی کن بفهمی که برای طبیعت هیچ سعادتی بالاتر از تغییر چیزهای موجود و پدید آوردن موجوداتی مشابه آنها نیست.
هر موجودی به تعبیری بذر موجود دیگری است که بناست از آن به وجود آید.
خردمندان را سرمشق خود قرار بده و با دقت از اصولی پیروی کن که راهنمای آنان بوده است و بپرهیز از آنچه می پرهیزند.
اتصال به کائنات
جهان را موجودی واحد تلقی کن که جوهری یکتا و روحی واحد دارد.
آینده با گذشته ارتباط تنگاتنگی دارد، نمی توان از وقایع جداگانه ای سخن گفت که صرفا یکی پس از دیگری رخ می دهند و از قوانین توالی پیروی میکنند.
در واقع آنها تداومی عقلانی دارند.
علاوه براین، درست همانطور که چیزهای موجود کاملا با یکدیگر هماهنگی دارند، چیزهایی هم که بعدا به وجود می آیند همان به هم پیوستگی شگفت انگیز را از خود نشان می دهند.
در آغاز روز که میخواهی از بستر بلند شوی در این فکر باش که من برای کاری انسانی از خواب برمیخیزم.
به گیاهان، گنجشک ها، مورچه ها، عنکبوت ها و زنبورهای عسل نگاه کن، همگی به کار خود مشغولند و به سهم خویش در حفظ نظم و انسجام جهان مشارکت دارند.
همانطور که طبیعت برای خوردن حدودی تعیین کرده، استراحت هم حدی دارد.
محبت کن
اگر خودت را دوست داری باید دوستدار طبیعت هم باشی.
احساس امری طبیعی است. ولی مگذار که ذهن شروع به قضاوت کند.
پیوسته پیش برو، افکار و اعمالت را در راه درست نگه دار. در این صورت آسایش خواهی داشت.
به راحتی فریب برداشت های عجولانه ات را نخور.
به نیازمندان کمک کن اما اگر در وضع بدی نیستند، آنها را عاجز و رنجور ندان زیرا چنین عادتی بد است.
حتی اگر به دوردست ترین نقاط تبعید شوم، همواره خوشبخت هستم. زیرا خوشبختی واقعی دراختیار خود انسان است. خوشبخت کسی است که شخصیت، نیت و اعمال خوبی دارد.
از کتاب: تاملات نوشته مارکوس اورلیوس، ترجمه عرفان ثابتی
