استخاره؛ راهنمای الهی یا فرار از مسئولیت تصمیمگیری؟!
تصور کنید دختر یا پسری در آستانه مهمترین تصمیم زندگی خود ایستاده است؛ تصمیمی که قرار است سالها آینده، آرامش، عشق، فرزند، امنیت روانی و حتی سرنوشت او را رقم بزند. اما به جای تحقیق، شناخت شخصیت طرف مقابل، مشاوره تخصصی و گفتگوهای عمیق، همه چیز در چند دقیقه خلاصه میشود؛ یک قرآن باز میشود و جملهای شنیده میشود: «استخاره عالی آمد، مبارک است.»
همین یک جمله کافی است تا بسیاری از انسانها عقل، تجربه و حتی هشدارهای اطرافیان را کنار بگذارند. باور کنید یا نه، خیلی از زندگی ها قربانی همین طرز فکر شده است.
زیرا از کودکی به آنها گفته شده است: «روی حرف قرآن نمیشود حرف زد.» اما سؤال مهم اینجاست؛ آیا واقعاً چنین است؟ در فرهنگ اسلامی، بسیاری از فقها معتقدند استخاره آخرین مرحله است؛ یعنی زمانی که انسان همه راههای عقلانی را طی کرده، تحقیق کرده، با افراد آگاه مشورت کرده و هنوز بین دو انتخاب مساوی مردد مانده است، در این حالت میتواند از استخاره کمک بگیرد.
بنابراین استخاره قرار نیست جایگزین عقل و تحقیق و تفکر شود
ازدواج یکی از پیچیدهترین تصمیمهای زندگی است. موفقیت آن به دهها عامل وابسته است مانند: سلامت روان، شخصیت، بلوغ عاطفی، صداقت، مسئولیتپذیری، وضعیت اقتصادی، خانوادهها، مهارت حل تعارض، ارزشها و اهداف مشترک… ساده انگاری است که این مسائل مهم را فراموش کنیم و کار را به سر کتاب و استخاره بسپاریم!
اگر فردی شخصیت پرخاشگر، دروغگو، معتاد یا ناسالم داشته باشد، استخاره این واقعیت را تغییر نمیدهد. کم نیستند افرادی که با اطمینان کامل و بر اساس استخاره ازدواج کردهاند و بعدها زندگی مشترکشان به اختلاف، خشونت، خیانت یا طلاق ختم شده است.
از سوی دیگر، افرادی نیز وجود دارند که جواب استخاره بد آمده اما به آن توجهی نکرده و زندگی بسیار موفقی ساختهاند. چون آنها معتقد بودند سرنوشتشان دست خودشان است و قدرت اراده و تصمیم گیری را مهم تر از هرچیزی دانسته اند.
این تجربههای متناقض یک سؤال مهم ایجاد میکند که اگر استخاره همیشه پاسخ قطعی است، چرا نتایج آن تا این اندازه متفاوت است؟!
با اینکه در این زمینه نظر مراجع دینی برخلاف نظر عامه مردم که مطالعات و تحصیلات تخصصی دینی ندارند می باشد اما هنوز برخی از مردم اصرار دارند که خودشان درست میگویند و به جای اینکه زحمت تحقیق و مشورت و سختگیری های قبل از ازدواج را به خودشان بدهند، نتیجه کار را به پرسشی ساده از کسی که استخاره میگیرد می سپارند.
تصمیمهای بزرگ معمولا ترسناک هستند
وقتی کسی مسئولیت تصمیم را به استخاره یا فرد دیگری واگذار میکند، بار روانی انتخاب از دوش او برداشته میشود.
اگر نتیجه اشتباه باشد، راه برای فرار این نوع افراد باز است. خیلی ساده میگویند مقصر شخصی است که استخاره میگیرد و در کار خود وارد نبوده و با این بهانه، خود را از عذاب وجدان رها میکنند. یا اینکه میگویند حتما حکمت و مصلحتی در کار بوده!
و اگر نتیجه خوب باشد، میگویند: دیدی استخاره درست و واقعی بود.
به این ترتیب، روش هرگز مورد پرسش جدی قرار نمیگیرد و باورهای خرافی خود را پشت عقاید دینی پنهان میکنند. در صورتی که در آیات متعدد، انسان به اندیشیدن، تعقل، تدبر، مشورت و استفاده از عقل دعوت شده است. اگر قرار بود برای هر انتخاب زندگی فقط استخاره کافی باشد، پس این همه تأکید بر عقل و تفکر چه معنایی داشت؟!
شاید بهتر باشد به جای این سؤال که استخاره خوب آمده یا بد؟ سؤال مهمتری را از خودمان بپرسیم و آن سوال این است: آیا من واقعاً این فرد را میشناسم؟ آیا برای این تصمیم تحقیق کافی کردهام؟ آیا نظر یک مشاور متخصص را شنیدهام؟! آیا ما دو نفر میتوانیم زیر یک سقف زندگی کنیم؟
شاید بزرگترین هدیهای که خداوند به انسان داده، همین توانایی اندیشیدن، پرسیدن و مسئولانه تصمیم گرفتن باشد. خداوند اراده انسان را مقدم بر هرچیز دانسته و به همین خاطر هم انسان در نهایت به خدا باید جوابگو باشد. وقتی کسی عقل خود را خاموش کند، حتی بهترین استخاره هم نمیتواند مانع یک انتخاب اشتباه شود.
