چطور با تغییر فرکانس دل، زندگیمان زیر و رو میشود؟
(راهنمای سادهی جادوگری در زندگی روزمره!)
سلام به همه همراهان پرانرژی و عزیزِ «اسرار ماورا».
امروز میخواهم درباره موضوعی بنویسم که شاید بارها شنیده باشید، اما بیایید یک بار برای همیشه، خیلی خاکی و خودمانی پروندهاش را باز کنیم،
اینکه چطور افکار ما، مثل یک آهنربا، اتفاقات دور و برمان را جذب میکنند.
ما واقعاً آهنربا هستیم، این شعار نیست!
شاید بگویید: «بابا اینها همش حرفه! من کلی دعا میکنم ولی هیچی نمیشه.» اما حقیقت اینجاست که جهان به “کلمات” ما جواب نمیدهد، به “حس” ما جواب میدهد.
مثلاً فکر کنید دارید دعا میکنید که پولدار شوید، اما ته دلتان مدام میگویید: «ای وای، باز اجاره خونه عقب افتاد، چقدر همهچیز گرونه، من که هیچوقت شانس نداشتم…
در این لحظه، شما دارید ارتعاشِ “نداشتن” و “ترس” را به دنیا میفرستید. دنیا هم مثل یک آینه، همان ترس و بیپولیِ بیشتر را به شما برمیگرداند.
جادو از جایی شروع میشود که یاد بگیریم حتی وقتی جیبمان خالی است، حسِ “فراوانی” داشته باشیم. سخت است، نه؟ اما شدنی است!
قدرت کلمات؛ مراقب چیزی که میگویی باش!
تابهحال دقت کردهاید وقتی صبح که بیدار میشوید و میگویید: «امروز چه روز گندیه!»، واقعاً تا شب همهچیز دست به دست هم میدهد تا روزتان خراب شود؟ از سوختن نان تست گرفته تا ترافیک سنگین و دعوا با همکار!
کلمات ما مثل دستوراتی هستند که به پیشخدمتِ کائنات میدهیم. وقتی مدام میگوییم «خستهام»، «بیمارم»، «نمیتوانم»، کائنات هم تعظیم میکند و میگوید: «فرمانبردارم ارباب، بفرما، این هم خستگیِ بیشتر!»
بیایید از امروز کلماتمان را فیلتر کنیم. به جای «خستهام»، بگوییم «نیاز به استراحت و شارژ مجدد دارم». همین تغییر کوچک در بیان، حالِ سلولهای بدنتان را عوض میکند.
تلهی “ای کاشها”
یکی از بزرگترین موانع ما، زندگی کردن در گذشته است. «ای کاش آن کار را نمیکردم»، «ای کاش آن حرف را نمیزدم». وقتی در گذشته سیر میکنیم، انرژیِ “اکنونِ” خودمان را هدر میدهیم.
کائنات فقط در زمان «حال» با ما حرف میزند. معجزه در همین ثانیهای است که در آن نفس میکشید. اگر میخواهید آینده متفاوتی بسازید، باید همین الان آدم متفاوتی باشید. نمیشود با همان افکار قدیمی، منتظر یک زندگی جدید بود.
یک تمرین عملی برای ۳ روز آینده:
بیایید یک چالش با هم داشته باشیم. فقط برای ۳ روز، “نق زدن” و “شکایت کردن” را ممنوع کنیم.
اگر در ترافیک ماندید، به جای حرص خوردن، یک پادکست خوب گوش بدهید یا خدا را شکر کنید که ماشین دارید.
اگر کسی حرف ناراحتکنندهای زد، فقط لبخند بزنید و بگذرید.
سعی کنید آگاهانه دنبال چیزهای کوچک برای خوشحال بودن بگردید؛ مثل بوی قهوه، لبخند یک کودک یا حتی رنگ قشنگ آسمان…
بعد از ۳ روز، به اتفاقاتی که برایتان میافتد دقت کنید؛ شرط میبندم آدمهایی سر راهتان سبز میشوند یا خبرهایی میشنوید که غافلگیرتان میکند!
سخن آخر با شما عزیزانِ جان؛
شما ضعیف نیستید، شما تکهای از هوش بیکران این جهان هستید. شما به این دنیا نیامدهاید که فقط رنج بکشید و بدوید؛ آمدهاید تا با قدرتِ ذهنتان، بهشتِ خودتان را روی همین زمین بسازید.
