چرا حس میکنید مونالیزا قبلا ناراحت بوده اما حالا لبخند میزند!؟
درود به علاقمندان ماورا، یه تئوری جدیدا مطرح شده که میگن تابلوی مونالیزا اثر لئوناردو داوینچی، قبلا ناراحت بوده ولی الان لبخند داره و خوشحاله.
هرجا هم سرچ کنین تابلوی مونالیزا، این تصویر جدید رو میبینین.
یه سریا میگن ما یادمونه که قبلا این تابلو ناراحت بود نه خوشحال! و این تئوری رو مطرح میکنن که ما توی جهان شبیه سازی شده هستیم که هر قسمتش رو هروقت بخوان آپدیت میکنن یا تغییر میدن.
من از سالها پیش یادمه که نقاشی واقعا لبخند داشت اما در مجموع صورتش طوری بود که نمیشد استنباط کرد خوشحاله و حس ناراحتی و غم میداد.
اصلا اسم دیگه مونالیزا هم لبخند ژوکونده، اگه لبخند نداشت که اسمش این نبود.
پس به نظر من این چیزی که توی فضای مجازی دارن میگن توهم توطئه هستش. تابلو از اول هم لبخند داشته.
بررسی چهره مونالیزا
کارشناسا میگن ساختار طراحی صورت و لب ها طوریه که از زوایای مختلف یا در نورهای مختلف وقتی بهش نگاه میکنی کمی درصد خوشحال بودنش تغییر میکنه.
اما اینم بگم که این تابلو خیلی قدیمیه و به مرور زمان رنگ هاش خراب شده، اومدن یه قسمت هایی رو دوباره رنگ کردن.
و حتی یه بار یه مهاجم اومد به پایین تابلو اسید ریخت، اونجا رو مرمت کردن.
پس تابلوی فعلی، اورجینال اورجینال نیست.
اما چرا خیلی ها فکر کردن که این تابلو تغییر کرده و یادشونه که قبلا جور دیگه ای بود؟
احتمالا توضیحش پدیده ایه به نام اثر ماندلا
اثر ماندلا، پدیده ای روانشناختیه که باعث میشه گروهی از مردم به صورت جمعی، یک اتفاق، جزئیات یا واقعیت رو به شکل نادرستی به خاطر بیارن.
مواردی هم داره مثل فیلمی که مردم دنیا فکر میکنن یادشونه ولی اصلا ساخته نشده یا برخی لوگوها که مردم یه جور دیگه یادشونه.
اسم این پدیده رو میدونین چرا گذاشتن ماندلا؟
چون بسیاری از مردم به اشتباه به یاد دارن که ماندلا سال 1980 توی زندان مرده، درصورتی که اینطور نیست و تا سال 2013 زنده بوده.
حالا خود این پدیده چرا رخ میده؟
توضیح 100 درصد کاملی نداره، ولی دانشمندا میگن مغز نمیتونه به صورت پرفکت خاطرات رو ثبت کنه و فراخوانی کنه، یه وقتا خطا داره که باعث بروز چنین اتفاقاتی میشه.
ولی سوال چالشی اینه که چرا خطا به یک نتیجه مشترک بین یه عده ختم شده؟
چرا هرکسی یه جور متفاوتی یادش نمیاد؟
این پدیده تئوری های دیگه ای هم برای توجیه داره مثل جهان های موازی یا همین جهان شبیه سازی شده که اول ویدیو گفتم.
کساییه که نمیدونن شبیه سازی یعنی چی و فیلم ماتریکس رو ندیدن، یه بازی کامپیوتری رو فرض کنین.

توش خونه هست ماشین هست پلیس هست. ولی هیچ کدوم به صورت فیزیکی واقعی نیستن.
یعنی در عالم ماده وجود خارجی ندارن.
با این حال کاراکترهای داخل بازی اگه خودآگاهی داشتن فکر میکردن دنیاشون واقعیه.
سازنده های بازی میتونن یهو یه آپدیت بدن و مثلا یه شخصیت بازی یا بخشی از شهر رو تغییر بدن یا حذف کنن، طوری که هیچوقت وجود نداشته.
یه عده از جمله ایلان ماسک میگن که دنیای ما هم همینطوریه. ما توی شبیه سازی هستیم.
منطقی هم نیست این همه ماده بلااستفاده در این کهکشان ها و سیارات باشه که حتی بهش نمیشه رسید.
اینا همش شبیه سازیه. چنین وسعتی رو توی مجازی راحت میشه ساخت.
سفر در زمان
یه تئوری هم که داخل کتاب من گفته شده بود مربوط به سفر به گذشته و تغییر تاریخه.
طبق اون تئوری، اگه سفر به گذشته انجام شده باشه و تغییراتی ایجاد شده باشه، ممکنه الان ما یه خاطراتی داشته باشیم که توی این ورژن از جهان اصلا رخ ندادن. اما توی ورژن اصلی تاریخ وجود داشتن.
یعنی توی ورژن اصلی تاریخ، ماندلا توی زندان مرده، ولی صاحبان فناوری سفر در زمان، به گذشته رفتن یه تغییری ایجاد کردن،
پس جهان تغییر کرده،
توی ورژن فعلی ماندلا کشته نشده.
ولی برخی از مردم هنوز خیلی کمرنگ، خاطرات اون دنیای قبلی یعنی قبل از تغییر رو به یاد دارن. پس فکر میکنن که توی زندان کشته شده.
چون کوچک ترین تغییری که در گذشته انجام بشه، اتفاقات زیادی در آینده بهش وابسته هستن که تغییر میکنن.
مثلا اگه صاحبان فناوری سفر در زمان، به گذشته برن و مثلا رضاشاه رو در نوجوانی قبل از به قدرت رسیدن بکشن، خب تاریخ یه جور دیگه ای پیش میره.
توی ورژن فعلی یه سری ها یادشونه که بعد از قاجار، ایران شاه داشته، ولی وقتی به تاریخ رجوع میکنن میبینن نه، بعد از قاجار دیگه شاهی وجود نداشته.
این یه مثال بود برا اینکه متوجه بشین اگه گذشته تغییر کنه ولی دنیای فعلی کامل تغییر نکنه و بخشی ازش حفظ بشه، در اینصورت برخی مردم ورژن اصلی تاریخ رو ممکنه به خاطر داشته باشن.
البته اینم فقط یه تئوریه مربوط به کتاب من که اگه دوست داشتین میتونین بخونین:
لینک نسخه الکترونیکی کتاب اثر آیندگان در کتابراه
سعی کردم همه توضیحات رو درباره این موضوع بدم.
بدرود
