ماجرای اصلی موجودات فضایی در برزیل | یک فرازمینی به زمین آمد اما …
چندوقت پیش خیلی اتفاقی عکسی توی یکی از سایت های خارجی دیدم که حسابی شوکه شدم! چیزی که باعث شد اسمشو بذارم بزرگ ترین سرپوش حکومتی تاریخ! شاید درمورد واقعه وارژینیای برزیل شنیده باشین، جزو برترین و بحث برانگیز ترین پرونده های فرازمینی در دنیاست.
سال 1996 یه موجود فضایی که کنار دیوار توی برزیل پیدا میشه! اول سه تا دختر بچه میبیننش و حسابی میترسن.
بعد به بقیه هم اطلاع میدن.
اونا گفته بودن که این موجود چشمانی بزرگ با سری بزرگ داشته و بوی بسیار بدی شبیه سولفور میداده.
همون روز در قسمت دیگه شهر، راجع به یه موجود مشابه دیگه و سقوط یه سفینه هم صحبت شده بود.
این اتفاق حسابی رسانه ای شده بود و به رازول برزیل شهرت داشت.
حتی توی ایران، کتاب ها و مجلات راجع بهش زیاد صحبت کردن.
من اولین دفعه حدودا 18 سال پیش توی مجله دانشمند یه مطلب مفصل راجع بهش خوندم. و این مدت هر ازگاهی توی سایت ها و شبکه های اجتماعی درموردش میدیدم.
اما همه اینها فقط بیان ماجرا از زبان مردم و یوفولوژیست ها بود.
خیلیا هم تا اینجای قضیه رو شنیدن، اما مابقی داستان از زبان دولت رو نشنیدن.
یعنی سرپوشی که دولت روی این اتفاق گذاشته بود.
قبلا فکر میکردم مقامات رسمی مثل خیلی از اتفاقات مشابه، همینجوری زدن زیرش و گفتن اتفاقی رخ نداده. اما توجیهی که برای مردم کرده بودن خیلی جالبه. یه چیزی تو مایه های فیلم شاتر آیلنده!
وقتی اون عکس رو توی اون سایت خارجی دیدم، کنجکاو شدم و مطلب رو خوندم. اولش فکر کردم شاید از خودش این مطالب رو درآورده چون باورکردنی نبود.
ولی وقتی تحقیق کردم دیدم واقعا همینطوره.
دولت به صورت رسمی گفته بود که مردم این مرد رو دیدن و فکر میکردن فرازمینی دیدن!

بریم از اول اتفاق رو با جزئیات بررسی کنیم و بعدشم توضیح دولت رو ببینیم
ماجرای فرازمینی ها در برزیل
بعد از ظهر بیستم ژانویه 1996 در شهر وارژینیای برزیل، سه دختربچه در یک هوای طوفانی و بارندگی شدید، هنگام عبور از کنار یک زمین بایر، موجودی رو در کنار دیوار دیدن که در حالت خمیده و چمباتمه قرار داشت.
اونا گفتن که این موجود یک و نیم متر قدش بوده، بدنی لخت با پوستی براق و روغنی به رنگ قهوه ای داشته، سری بزرگ و چشمانی بسیار بزرگ و قرمز داشته.
بدنش بدون مو بوده و روی سرش سه برجستگی وجود داشته. و اون لحظه، رفتاری شبیه موجودی که ترسیده یا زخمی شده داشته.

اونا با ترس از اونجا فرار میکنن و قضیه رو به مادرشون میگن.
مادرشون اول، حرفشون رو باور نمیکنه اما بعدش به همراه اونا به محل میره و میبینه موجودی اونجا نیست، اما بوی بد و عجیبی دقیقا در همون محلی که موجود قرار داشته حس میکنه.
اتفاق، دهن به دهن میچرخه و افراد بیشتری ازش مطلع میشن.
عده ای میگن که صبح همون روز، نیروهای آتش نشانی برای گزارش یک حیوان عجیب، به همون منطقه اعزام شده بودن که موفق شدن با تور، اون موجود رو بگیرن و داخل یه جعبه بزرگ قرار بدن.
پس هنگام صبح، نیروهای آتش نشانی موجود اول رو میگیرن، بعد از ظهر، سه دختر، موجود دوم رو میبینن که سرنوشتش معلوم نمیشه چون از اونجا فرار میکنن.
عده دیگه ای از مردم در مصاحبه ها گفتن که نیروهای ارتش در اون روز در اون منطقه فعالیت داشتن.
و یه مجله توی برزیل نوشته بود که موجود اول توسط آتش نشان ها گرفته شده و بعد به ارتش تحویلش دادن و با وسیله نقلیه ارتش منتقلش کردن.
قبل از وقوع این ماجرا، چند نفر از مردم محلی هم گزارش کرده بودن که توی آسمون سفینه دیدن.
چالش های ماجرا
نکته چالش برانگیز اینه که هیچ عکس واقعی از این موجود وجود نداره.
تمام تصاویری که در مجلات، روزنامه ها و رسانه ها پخش شده، براساس توصیف دختربچه ها و شاهدانی که موجود اول رو دیده بودن، ترسیم شدن و حالت نقاشی یا گرافیکی دارن.
البته این خیلی عجیب نیست، چون اون زمان مردم موبایل دوربین دار نداشتن و دوربین قابل حمل خیلی کم بود. بعید بود کسی دوربین همراهش باشه.
حالا بریم سراغ توضیح رسمی مقامات دولتی
ارتش ماجرای تحویل موجود دستگیر شده توسط آتش نشانی رو انکار کرد و گفت چنین چیزی رخ نداده.
درمورد حضور فعالش در اون روز، در اون منطقه، گفت که کاملا طبق برنامه های قبلی بوده و غیرعادی نبوده.
بعد از این اتفاق، یه هواپیمای امریکایی در برزیل فرود میاد و محموله ای رو میبره که اینم مقامات گفتن ربطی به فرازمینی ها نداره و چنین اتفاقی بارها بین امریکا و برزیل رخ داده و کاملا طبیعیه.
قضیه خیلی بزرگ شده بود و تقریبا همه نشریات و رسانه ها داشتن درموردش صحبت میکردن.
روز به روز هم انتظار یه جواب درست از دولت داشتن.
اینجا بود که دولت با روایت جدیدی اومد؛ اونا یه عکس نشون دادن از یه مرد که دقیقا شبیه همون موجود نشسته بود.
روایتی که برای سالها تبدیل شد به روایت مشترک بین دولت و ارتش.
مردی حدودا 34 ساله به اسم لوییس آنتونیو معروف به مودینهو در همون محله زندگی میکرد، که دچار مشکلات ذهنی بود.
در گزارش اومده که این فرد عادت داشت به حالت خمیده یا چمباتمه، توی خیابونا و زمین های اطراف حرکت کنه .
و با دست یا یه چوب کوچیک، زمین رو لمس کنه.
دولت گفت دخترا همین مرد رو دیدن که به علت بارندگی شدید، کاملا خیس شده بوده؛ و رفتارهای عادی هم نداشته.
اما مردم این روایت رو قبول نکردن چون چند ایراد داشت:
اولا این مرد محلی رو مردم میشناختن و همیشه دیده بودنش.
دوما دخترا گفته بودن که اون موجود لخت بوده و بوی بسیار بدی شبیه سولفور میداده، یه آدم مگه چقدر میتونه بوی بد بده؟!
سر بسیار بزرگ و چشمان بزرگ و قرمز داشته،
اینا با این مرد جور در نمیومد.
از طرفی عده دیگه ای از مردم درمورد دستگیری یه موجود مشابه توسط آتش نشانی که صبح همون روز اتفاق اتفاده بود صحبت کرده بودن.
دولت گفت کل قضیه از دیدن این مرد توسط سه دختر بچه شروع شده. بعد که قضیه رو برای مردم محلی تعریف کردن، اونا هم بهش شاخ و برگ دادن و شایعه سازی کردن.
اصلا موجودی توسط آتش نشانی دستگیر نشده و به ارتش تحویل داده نشده و سفینه ای سقوط نکرده.
برای همین هیچ عکسی از سقوط سفینه و موجودات فضایی وجود نداره.
با این حال به خاطر اصرار رسانه ها و مردم، ارتش تحقیقات مجزایی روی این ماجرا رو آغاز کرد.
اما نتیجه باز هم این بود که لوییس رو به جای فرازمینی اشتباه گرفتن.
نتیجه
این پرونده هرگز فراموش نشد، در ژانویه امسال، همزمان با سی امین سالگرد این حادثه، اسناد تحقیقات نظامی پرونده که شامل 600 صفحه میشد، برای مردم منتشر شد.
در این اسناد هم هیچ عکس و سندی از موجود فضایی وجود نداره. اما روایت های جانبی دیگه ای هم از این قضیه وجود داره
چند نفر از مردم محلی گزارش دادن که در اون منطقه، همزمان با سقوط سفینه و حضور اون موجود، برخی حیوانات دچار مرگ یا بیماری های غیر عادی شدن.
اونا این اتفاق رو به مسمومیت به دلیل حضور این موجودات فضایی نسبت دادن.
همچنین یک سرباز جوان ارتش، که میگفتن توی عملیات انتقال موجود دیده بودنش، چند وقت بعد به ناگهان فوت کرد.
مردم میگفتن به علت تماس داشتن با این موجود مسموم شده یا شاید خواسته افشاگری کنه و سرشو زیر آب کردن،
اما ارتش اعلام کرد که اون سرباز به علت بیماری که از قبل داشته فوت کرده.
این اتفاق یکی از بزرگ ترین و جنجالی ترین پرونده های فرازمینی در جهانه
معمایی که نه تنها حل نشد، بلکه به لطف دولت، به معمایی بزرگ تر و پیچیده تر تبدیل شد.
اگه نظر منو میخواین بدونین، توضیحی که برای این اتفاق دادن به نظرم منطقی نیست؛ و همه سوالا رو نمیتونه جواب بده.
اما این توضیحی که دادن، یه نکته ای رو آشکار میکنه؛
اینکه دولت قبول داره مردم چیزی دیدن.
اگه از اول میگفت مردم چیزی ندیدن یا بچه ها دروغ گفتن یا شایعه بوده، شاید میشد این حرف رو قبول کرد.
اما وقتی اومدن گفتن چیزی که دیدید فرازمینی نبوده، بلکه این مرد بوده، یعنی واقعا مردم یه چیزی دیدن.
