نشونهها از طرف خودته!روحت میتونه با گذشته ارتباط برقرار کنه وقتی که هنوز زندهای!
آیا تا به حال به این فکر کردی که نشونههایی که میبینی، شاید از طرف خودته! شاید روحت بعد از مرگ، دیگه در قید زمان نیست و میتونه با گذشته ارتباط برقرار کنه وقتی که هنوز زنده ای!
تصور کن که مُردی. اما روح تو، دیگه با زمان محدود نیست. نه گذشته ای هست نه آینده ای، فقط آگاهی.
و اون آگاهی، حالا ماموریتی پیدا کرده:
برگشتن به لحظاتی که اشتباه کردی.
نه از طریق صحبت کردن و بیان کلمات، بلکه با نشونه ها.
اگه بعد از مرگ، زمان معناشو برای روح از دست بده چی؟
اگه روح شما بتونه برگرده به گذشته و سعی کنه شما رو راهنمایی کنه چی؟
اگه در زمان تصمیم گیری های مهم زندگی، نشونه هایی که دریافت کردین از سمت خودتون باشه چی؟
اگه کل مسئولیت زندگیتون رو خدا به خودتون سپرده باشه و این روحتون باشه که بعد از مرگ، به گذشته اومده و داره راهنماییتون میکنه چی؟
شاید نشونه های زندگیت کار کائنات یا موجود دیگه ای نبوده، شاید کار خودته، وقتی که دیگه در قید حیات نیستی.
در حقیقت، تو خودت خالق نشونههایی هستی که دنبالش میگردی
سلام دوستان، امروز با یه تئوری متافیزیکی بسیار جذاب و پیچیده اومدم پیشتون. قراره مغزتون با این تئوری منفجر بشه. پس با دقت به حرفام گوش کنین.
چیزی که اکثرا بهش توجهی نداشتن این بود که شاید مفهوم زمان برای روح تغییر کنه و هنوز فرصت جبران اشتباهات برای انسان فراهم باشه.
اگه وقتی که کسی مرد، گذشته، حال و آینده همزمان بشن، چه اتفاقی می افته؟
آیا اون میتونه به گذشته نگاه کنه؟ زمانی که جسمش هنوز زنده بود؟
روح، دستش از دنیا کوتاست اما ممکنه با ارسال نشونه هایی سعی کنه خودش یا عزیزانش رو نجات بده. از حوادث یا تصمیمات اشتباه.
پس شاید نشونه هایی که شما در زندگیتون دریافت میکنین ممکنه از طرف روح خودتون یا عزیزانتون باشه وقتی که در آینده بمیرن و به زمان گذشته دسترسی پیدا کنن.
همه ما توی زندگیمون تصمیمایی میگیریم.
بعضی هاشون سرنوشت سازن. مثل انتخاب دانشگاه، انتخاب همسر، ترک کردن کسی، مهاجرت، و حتی یه بله یا نه گفتن ساده.
بعدش یه روز بیدار میشیم و از خودمون میپرسیم:
اگه اون روز طور دیگه ای رفتار میکردم، چی میشد؟؟
ولی شاید روحت از آینده سعی کرده کمکت کنه!
نه با صحبت کردن و بیان کلمات، بلکه با نشونه ها.
یادت میاد اون روز یه حس عجیب داشتی؟
حس کردی که یه چیزی بهت میگه نرو.
یا وقتی که خواب بدی قبل از سفرت دیدی و یه حسی بهت میگفت نباید به این سفر بری؟
یا روزی که نوشته ای روی دیواری در خیابون دیدی و انگار دقیقا برای تو نوشته شده بود.
شاید اون روح خودت بوده که از آینده، از بعد از مرگ جسمت اومده.
روحی که میدونه چه تصمیماتی باعث شکستت شد. و حالا سعی داره نجاتت بده.
یا برعکس، میدونه چه موقعیت هایی رو باید استفاده کنی تا پیشرفت کنی و زندگیت خوب بشه.
برای همین سعی میکنه برات نشونه بفرسته.
شاید تنها کسی که تو رو میفهمه، خودت باشی از آینده.
اون حس ها بی دلیل نیست.
روح بعد از مرگ، کتاب زندگی رو یکجا میبینه و حالا میخواد بهت کلماتی رو برسونه
ولی تو همیشه گوش نمیدی.
فکر میکنی اتفاقی بوده، یا شاید یه تصادف بوده. یه لحظه بی اهمیت.
ولی شاید همون لحظه، آخرین تلاش روح تو بوده برای نجات تو از خودت.
اگه این موضوع حقیقت داشته باشه چی؟
اگه همین حالا نشونه ای که در زندگی دریافت میکنیم از سمت خودمون باشه چی؟
از سمت روحی که دیگه وجود جسمانی نداره ولی هنوز امیدواره.
برای همین میگن سرنوشت هیچکس حتی بعد از مرگش هم قطعی نیست.
پس دفعه بعدی که یه نشونه دیدی، یه خواب تکراری، یه حس عجیب یا یه نوشته روی دیوار، از خودت بپرس:
آیا ممکنه که این نشونه ای از طرف خودم باشه در آینده، وقتی که مردم؟ شاید الان وقتشه که گوش بدم.
از این تئوری به این نتیجه میرسیم که شما دو مرحله و فرصت، برای جبران اشتباهات زندگیتون رو دارین.
اولین بار وقتی که زنده هستین و دومین بار وقتیه که مردین و به صورت روح سعی میکنین با خودتون در گذشته ارتباط برقرار کنین و جلوی تصمیمات اشتباه رو بگیرین.
اما اگه تا وقتی زنده هستین نسبت به نشونه ها بی توجه باشین، وقتی که بمیرین، کارتون خیلی سخت میشه! و روحتون از اینکه به نشونه ها توجه نمیکنین عذاب میکشه.
شبیه اتفاقی که توی فیلم میان ستاره ای افتاد.
خدانگهدار همگی
