راز سرهای حیوانی خدایان مصر باستان چیست؟
درود به همراهان اسرار ماورا، تصور کنین که در سرزمینی قدم گذشتین که رودخونه ای مقدس به نام نیل، زندگی رو جاری میکنه و خدایانش چهره های انسانی ندارن، بلکه چهره حیواناتی عجیب رو دارن. حیواناتی که برای مردمان اون سرزمین، مقدس هستن.
آنوبیس با سر شغال سیاه، هورس با سر شاهین تیزبین، و تُوت با سر لک لک
اما چرا؟ چرا خدایان در یکی از پیشرفته ترین تمدن های تاریخ، اینقدر عجیب و مرموز بودن؟
امروز، قراره یکی از بزرگ ترین اسرار مصر باستان رو باهم کشف کنیم. این راز، کلیدیست برای درک جهان بینی عمیق و ماورایی مصریان باستان.
پس اگه به تمدن های باستانی علاقه دارین، این مطلب رو از دست ندین.
مصر باستان بیش از 5 هزار سال پیش، یکی از مرموزترین تمدن های جهان بود.
مردمانش به هزاران خدای مختلف باور داشتن اما چیزی که همه رو شوکه میکنه، ترکیبی بودن این خدایانه.
اونا بدنی همچون انسان، اما سری به شکل حیوانات داشتن.
همین باعث شده خدایان مصری همیشه مورد توجه افراد مختلف قرار بگیرن.
این موجودات نیمه انسان نیمه حیوان، فقط یک طراحی هنری نبودن بلکه مفهومی عمیق و معنوی داشتن.
رازی که برگرفته از توجه ویژه مصریان به حیوانات و جهان پنهان بود.
اولین دلیل بزرگ، قدرت های طبیعیت بود
مصریان باستان طبیعت رو مقدس میدونستن و حیوانات براشون تجلی قدرت های طبیعت بودن.
مثلا شاهین که نماد هورس بود، در آسمان آزادانه و قدرتمند پرواز میکرد. دوردست ها رو میدید و از ارتفاع بالا شکار رو با دقت زیاد تحت نظر میگرفت.
اون به راحتی شکار میکرد درحالی که به راحتی شکار نمیشد.
پس خدای آسمان و پادشاهی آسمان بود.
هورس میگفت: من همه چیز رو میبینم و محافظ فرعون هستم.
سِت، خدای هرج و مرج و طوفان بود، به همین خاطر سری ترکیبی به شکل حیوانی ناشناخته داشت که هرج و مرج رو نشون میداد.
اما آنوبیس چرا سر شغال داشت؟
گاهی این نمادها بیشتر حال و هوای ماورایی پیدا میکردن و نیازمند تفسیر میشدن.
شغال ها به هنگام شب، در گورستان ها پرسه میزدن و به دنبال جنازه ای برای خوردن بودن. به همین خاطر علاقه زیادی به جنازه ها از خودشون نشون میدادن.
بنابرین مصریان تصور میکردن که این حیوانات مرتبط با دنیای مردگان هستن.
و آنوبیس شد خدای دنیای مردگان و پلی بین اون جهان و جهان زنده.
و توث سری به شکل لک لک داشت که منقارش شبیه هلال ماه بود، پس مرتبط با چرخه های مختلف ماه و تنظیم زمان بود.
برتری حیوانات از انسانها در برخی ویژگی ها در نقش گیری این خدایان خیلی تاثیر داشت.
مصریان باستان به درستی پی برده بودن که حیوانات در برخی خصوصیات از انسان ها قوی تر هستن. عقیده اونا این بود که انسان کامل نیست و در زمینه هایی ضعف داره.
شیر نماد قدرت ویرانگر بود و سِکمِت با سر شیر ماده، الهه جنگ و نیروی محافظت شد.
گاو، نماد مادری، باروری، و شیر و برکت بود. پس سر این حیوان هم به یکی از خدایان تعلق گرفت.
طبق منطقِ مصریان باستان، بدیهی بود که خدایان باید از انسان ها قوی تر باشن، پس تنها راهش این بود که اون دسته از ویژگی های حیوانات که باعث برتری شده بود رو با انسان ترکیب کنن و خدایان مختلف رو بسازن.
در این صورت موجود زنده ای شکل میگرفت که ترکیب انسان و حیوان بود و هم از انسان و هم از حیوانات بالاتر قرار میگرفت.
و دلیل آخر، ریشه تاریخی و فرگشتی ماجراست.
در دوران توتمیسم حدودا 3 هزار سال قبل از میلاد مسیح، خدایان ابتدا به شکل حیوان بودن.
نقاشی های اولیه در غارها نشون میده که ابتدا، حیوانات پرستیده میشدن.
حیوانات با توجه به اقلیمی که دراون حضور داشتن، نماد قدرت طبیعی یک قبیله بودن.
با پیشرفت جامعه و انسانی تر شدن خدایان، وارد فاز دوم شدیم.
خدایانی که بدن انسانی داشتن اما سر حیوانی و برخی از ویژگی های قدرتمند حیوانات رو به ارث برده بودن.
اما این خدایان لزوما بدن ثابتی نداشتن. اونا میتونستن شکلشونو عوض کنن و هر وقت که دلشون بخواد به طور کامل به حیوان تبدیل بشن.
توانایی شیپ شیفتینگ نوعی توانایی ماورایی در این خدایان محسوب میشد.
کم کم خدایان، بیشتر و بیشتر ظاهری شبیه انسانها پیدا کردن. به همین خاطر آمون شکل انسانی تری داشت.
مصریان باستان عقاید ماورایی هم داشتن
اونا معتقد بودن که حیوانات ارتباط نزدیک تری به انرژی های پنهان جهان دارن. اونا مجذوب رفتارهای عجیب گربه ها بودن و این حیوان براشون مقدس بود.
اکثر حیوانات رو پلی بین جهان فیزیکی و دنیای ماورا میدونستن.
چیزی که شما در فیلم کنستانتین هم مشاهده کردین.
جالبه بدونین رومی ها و یونانی ها که خدایان خودشون انسانی بودن وقتی در اون زمان با عقاید مصریان آشنا شدن اول مسخره کردن، ولی مدت کوتاهی بعد، خودشون هم جذبش شدن و این مدل خدایان، وارد عقاید و فرهنگشون شد.
مثلا هارپی، خدایی نیمه زن و نیمه پرنده بود یا پان نیمی انسان و نیمی بز بود.
پایان
