تئوری وست ورد، جهان بدون قانون

 

جهان غرب West World نام سریال جدیدی است که جاناتان نولان با همکاری لیساجوی ساخته است و جی جی آبرامز مشهور هم از تهیه کنندگان آن بوده است و در ایده پردازی سریال نقش داشته است.

 موضوع سریال تاحدی شبیه فیلم فراماشین EXMACHINA است اما وست ورد داستان عمیق تر و درگیرکننده تری دارد طوری که میتوان فیلم فرا ماشین را یک تریلر یا تبلیغ برای سریال وست ورد در نظر گرفت! کسانی که از آن فیلم خوششان آمده یا تحت تاثیر قرار گرفته اند وست ورد خوراک فکری بسیار مناسبی برایشان خواهد بود. در عوض کسانی که پیشرفت های علمی بزرگ مانند ساخت انسان را ناممکن میدانند از این سریال خوششان نخواهد آمد یا اگر ببینند چیز زیادی از آن نخواهند فهمید.

 سریال با یک تیتراژ جالب و آینده گرایانه در مورد پرینترهای سه بعدی شروع میشود. حتما در اخبار شنیده اید که دانشمندان موفق شدند با پرینترهای سه بعدی برخی از اندام انسان را تولید کنند. اگر این روند ادامه پیدا کند پس خواهند توانست انسان هایی کاملا شبیه خودمان بسازند و موانعی که بر سر راه علم روباتیک بوده است را کنار بزنند. این ایده در وست ورد عملی شده است. دکتر فورد در دشت های وسیع که لوکیشن آن کاملا شبیه فیلم های وسترنی هست دست به اقدامی عجیب زده است. او یک دنیای وسترنی جعلی ساخته است. تمام انسان ها، اسب ها، مرغ و خروس و سگ و هر چه که در آن دشت میبینید واقعی نیست! بلکه ربات است! البته خودشان این موضوع را نمیدانند و نمیتوانند هم بدانند!  یعنی طوری برنامه ریزی شده اند که اگر با آنها در مورد ربات بودنشان صحبت کنید مغزشان حرف شما را درک نخواهد کرد. همانطور که اگر الان بروید با دوستانتان در مورد اینکه ربات هستند صحبت کنید آنها هم حرف شما را نخواهند فهمید!! این موضوعی است که سریال در پس زمینه قصد دارد به شما القا کند و بعدا در موردش صحبت خواهیم کرد. فعلا به ادامه بررسی داستان سریال می پردازیم؛

افراد پولدار و ماجراجو خصوصا آنهایی که عشق کابوی بازی دارند به کمپانی دکتر فورد پول میدهند و وارد دنیای غرب میشوند. در آنجا هربلایی که بخواهند سر ربات ها در میاورند، به  قول خود سریال قتل و تجاوز و هر کاری که بخواهند در آنجا میتوانند انجام بدهند. داشتن صحنه های نامناسب، همانند سریال شیاطن داوینچی  به سریال لطمه زده است، واقعا چنین سریال هایی که سناریو مبهم و مرموزی دارند و فکر را درگیر میکنند باید فقط روی داستان اصلی تمرکز کنند. پس این موضوع را در نظر داشته باشید که تماشای این سریال برای همه سنین مناسب نیست.

نکته جالب این است که ربات های وست ورد خیلی شبیه انسان ها هستند و اگر به کسی نگویند که این یک ربات است ممکن است با انسان اشتباه گرفته شود، همین نکته در اواخر فصل اول یک شوک عظیم به بیننده وارد میکند. این ربات ها از خودشان دفاع هم میکنند اما به انسان ها نمیتوانند آسیب جدی بزنند و اگر به انسانی شلیک کنند تیر به او اصابت نمیکند. یعنی به قوانین سه گانه آسیموف که درباره ربات ها وضع کرده است پایبند هستند. همین موضوع در قسمت اول سریال نظر بیننده را جلب میکند ، یکی از شهروندان به یک مرد سیاه پوش تیراندازی میکند اما هر چه تیر میزند او نمی میرد ولی او یک تیر میزند و درجا شهروند را می کشد! این سکانس شما را یاد سریال سوپرنچرال و خاطرات خون آشام و امثال آنها می اندازد و با خود میگویید حتما این مرد مرموز سیاه پوش قدرت مافوق بشری دارد، اما اینطور نیست او یک انسان کاملا عادی است و بقیه ربات هستند! به همین خاطر نمیتوانند به او آسیب بزنند. مرد سیاه پوش هویت مرموزی دارد و سرگذشت جالبی هم دارد و به خوبی تا اواخر فصل یک به صورت یک معما بیننده را درگیر خود میکند.

Related image

نقش شخص اصلی فیلم که دکتر فورد هست را آنتونی هاپکینز بازی میکند که انتخاب خوبی برای این نقش بوده است و صدای تاثیرگذار و شخصیت مرموزی دارد.

او یک دستیار دارد که نامش برنارد است و نقشش را جفری رایت بازی میکند. وقتی او را دیدم کمی توی ذوقم خورد چون بازیگر آنچنانی نیست و زیاد به دل نمی چسبد ، دقیقا نقشی که در این سریال به او داده اند در یک فیلم دیگر به نام کد منبع با بازی جیک جیلنهال نقشی مشابه با همین تیپ و قیافه داشت و انگار سازنده ها آن فیلم را که دیده اند با خودگفته اند این خوب بازی کرده بیاریمش تو این فیلم! اما آنجا هم چنگی به دل نمیزد ولی در وست ورد وقتی به اواسط سریال رسیدم دیدم نقش خاصی که برنارد دارد ملزم خصوصیت خاصی است که در این بازیگر هست. البته صدایش هم تاثیرگذار و قابل توجه است و دیالوگ های زیادی توسط او گفته می شود و در واقع او یک واسط به بین خالق ربات ها یعنی دکتر فورد و خود ربات هاست و با آنها گفت و گو میکند که تلمیحی از جبرئیل است.

رودریگو سانتورو  ، که قبلا نقش خشایارشا در فیلم ۳۰۰ رو بازی میکرد در این سریال هم حضور دارد، برای نقش ربات مناسب است چون زیاد قیافه اش به آدمیزاد نمی خورد!

سریال نکات بسیار زیادی دارد که پرداختن به همه جنبه های آن مشکل است. همانطور که گفتم سبک خاصی دارد به قول جاناتان نولان وسترن علمی تخیلی، سبکی جدید است. خب چه کسی میتواند برای چنین سبک خاصی موسیقی متن بسازد؟ که هم حال و هوای فیلم های  وسترنی داشته باشد هم حال و هوای فیلم های علمی تخیلی، چه کسی بهتر از رامین جوادی؟! رامین جوادی قبلا موسیقی متن سریال  فرار از زندان و Person of Interest را ساخته بود و کارش هم خیلی خوب است و در این سریال میتوان گفت که از آهنگ های قبلی خود خیلی بهتر کار کرده است و حتی از آهنگ های هانس زیمر هم بهتر است یا حداقل برابری میکند.

خب برگردیم سراغ داستان وست ورد. شهروندان دوست داشتنی جهان غرب نمیدانند که در زیر بیابان یک ساختمان عظیم پنهان شده است، یعنی سازندگان و خالقین مردمان وست ورد در زیرِ زمین زندگی میکنند. مشتری ها هم از طریق ساختمان اصلی یعنی از زیر بیابان توسط آسانسور به سطح دشت می آیند و در آنجا از داخل یک قطار سر در می آورند تا مردم دشت فکر کنند مسافرانی از مناطق دیگر به آنجا آمده اند، بنابراین به این افراد تازه وارد می گویند. وقتی یک مشتری وارد وست ورد می شود، میتواند هرکاری کند اما برای جذاب شدن دنیای غرب و تکراری نشدن آنجا برای مشتریان، دکتر فورد با همکاری نویسندگان دیگری که در آنجا کار میکنند یک سری داستان های مختلف درسته کرده اند. مثلا وقتی مشتری به وست ورد وارد می شود اگر با یک نفر دوست شود ممکن است وارد داستان زندگی او شود ، اگر با خلافکار ها دوست شود ممکن است خلافکار شود. مثلا در یکی از سکانس ها دو مشتری با هم رفیق هستند و به وست ورد رفته اند. پیرمردی زمین میخورد و یکی از این دونفر به پیرمرد کمک میکند، دوستش میگوید این پیرمرد را ول کن الان شروع میکند به تعریف داستان یک گنج پنهان شده و بعد درخواست میکند باهم به دنبال گنج بروید. یعنی قبلا این اتفاق برای او افتاده، یعنی این پیرمرد همیشه در تایم خاصی زمین میخورد و اگر کسی به او کمک کند داستان یک گنج را برایش میگوید و این یک داستان و سناریو از پیش تعیین شده است برای مشتری هایی که به وست ورد میروند.  دقیقا شبیه بازی های کامپیوتری، البته جاناتان نولان در مصاحبه ای گفته است که از بازی های کامپیوتری هم الهام گرفته است و به بازی GTA هم اشاره کرده است و گفته است دلیل محبوبیت این بازی این است که بچه ها در آنجا هرخلافی که دلشان بخواهند میتوانند انجام بدهند. همانطور که گفتم تمام اتفاقات آنجا از پیش تعیین شده است، دختری در آنجا هست که همیشه در هنگام جمع کردن وسایلش یک قوطی از داخل کیفش بیرون می افتد و هرکسی که به او کمک کند با او دوست میشود، اما نکته مهم اینجاست که او این طور برنامه ریزی شده است و برای همه این اتفاق میافتد و وقتی با او دوست شود درگیرداستان زندگی او می شود. از میان مشتری ها یک بنده خدایی عاشق این دختر میشود با اینکه میداند دختر ربات است، او فکر میکند دختر هم واقعا عاشق او شده است اما بعدا میفهمد که دختر فقط یک ماشین برنامه ریزی شده است و وقتی هر از گاهی حافظه اش توسط سازندگان پاک و ریست میشود و عشق کلا یادش میرود و دوباره قوطی اش می افتد!

 این پوچ بودن دنیای وست ورد و واقعی نبودن همه چیز در واقع تبلیغ نیهیلیسم است. اتفاق هایی در دنیا هستند که فقط میخواهند شما را سرگرم کنند و اگر شما نباشید شخص دیگری را سرگرم میکنند.

همانطور که گفتم داستان های زیادی توسط این ربات ها روایت میشوند و هربار که این ربات ها کشته می شوند کارکنان وست ورد ربات را به پایگاه زیر دشت برده و او را تعمیر کرده وحافظه اش را پاک میکنند و نقش جدیدی به او میدهند، مثلا یک خلافکار قبلا کشیش بوده، یعنی در زندگی قبلی اش کشیش بوده، این موضوع همان تناسخ است که به طرز جالبی در این سریال نمایش داده می شود.

حالا ربات ها نباید گذشته را به خاطر بیاورند و نباید بفهمند که انسان نیستند یعنی اینطور برنامه ریزی شده اند اما اگر ربات ها کاملا بدون مشکل کار میکردند اتفاق خاصی نمی افتاد و سریال جذابیتی نداشت اما یک مشکل عجیب در ربات ها وجود دارد. گاهی بعضی از آنها زندگی های قبلی شان را به خاطر می آورند! مثلا آن خلافکار جمله ای میگوید که سازندگان تعجب میکنند که چرا این فرد بی سواد که در زندگی جدیدش دسترسی به خواندن کتاب نداشته است چرا باید چنین جمله ای بگوید؟ دکتر فورد متوجه میشود که او از زندگی قبلی اش که کشیش بوده این جمله را به خاطر دارد و حافظه اش کامل پاک نشده است. حتی یکی از آنها با دیدن یک تصویر که متعلق به دنیای واقعی انسان هاست کاملا هنگ میکند و از کار می افتد. او وقتی یک ماشین را در تصویر میبیند دچار مشکل می شود و مدام با ترس میگوید اینجا کجاست؟ خوب در دنیای آنها که غرب وحشی است هنوز اتومبیل های امروزی اختراع نشده است، یعنی دکتر فورد آن بیابان را از نظر مکانی مربوط به چنددهه پیش ساخته است و مردم آنجا که همگی ربات هستند نمیدانند که چیزی به اسم کامپیوتر یا موبایل اختراع شده است. مغز ربات ها برنامه نویسی پیچیده و عظیمی دارد و سازندگان به راحتی نمیتوانند بفهمند که چرا بعضی ربات ها به مشکل خورده اند. برنارد به سراغ دکتر فورد میرود و میگوید شاید این مشکل به خاطر آپدیتی باشد که شما انجام داده اید، آپدیت جدید درمورد وهم و خیال است. دکتر فورد میگوید مشکل خاصی نیست. در واقع خودش هم نمیداند مشکل از کجاست. چون قبلا این ربات ها و این دنیای مصنوعی را با کمک دوست دانشمند خود آرنولد ساخته است، اما آنها با هم اختلاف نظر اساسی داشته اند و دکتر فورد آرنولد را کشته است.آرنولد در بطن برنامه نویسی ربات ها کاری کرده است که آنها بتوانند حقیقت را پیدا کنند و از یوغ بندگی نجات یابند اما این حقیقت یک مرتبه متجلی نمی شود بلکه همانند یک هزارتو یا مازاست که باید ربات ها از موانع ذهنی متعددی عبور کنند تا به مرکز آن برسند. یعنی خودشناسی و خودآگاهی. سرانجام چند تن از ربات ها که موفق به کشف حقیقت می شوند برعلیه انسان ها قیام میکنند. البته باید منتظر فصل بعدی ماند چون ممکن است این قیام از پیش طراحی شده و آزمایشی دیگر باشد چون برنارد در آخر فصل اول به ربات طغیانگر نشان میدهد که حتی شورش او از قبل برنامه ریزی شده است و داشتن اراده برای این ربات ها بی معنی است.

وست ورد سریال تاثیر گذاری است. من در حین تماشای سریال یک روز که به نانوایی رفته بودم، یکهو نانوا قاتی کرد و همش یک کلمه رو تکرار میکرد و شبیه ربات هایی که در وست ورد دچار مشکل می شوند شده بود! همچنین خوابی هم دیدم که در دنیای دیگری بیدار شده بودم و شخصی با من صحبت میکرد و میگفت وقتی از خواب بیدار شوی چیزی به خاطر نخواهی آورد! دقیقا این اتفاق در وست ورد هم می افتد، گهگاهی برنارد ربات ها را به زیر زمین می آورد و با آنها گفتگو می کند و مطمئن میشود که آنها درست رفتار میکنند و به نوعی اعتقادات و تفکرات آنها را کنکاش میکند، سپس به آنها میگوید وقتی بیدار شدی چیزی به خاطر نمی آوری و این فقط یک خواب است!

Image result for westworld bernard

وقتی سازندگان ربات ها میخواهند به روی زمین بروند و ربات های کشته شده را به زیرِ زمین بیاورند با یک دستور تمام ربات ها را خاموش میکنند و یکهو دنیا متوقف میشود! این فریز شدن دنیا واقعا صحنه جالبی است. شبیه کلیپ های چالش مانکن ! سپس سازندگان با لباس خاصی مانند لباسی که در نیروگاه های اتمی می پوشند وارد وست ورد میشوند، بعضی از ربات ها که این افراد با لباس های عجیبشان را به خاطر می آورند نقاشی و مجسمه آنها را درست کرده اند و می گویند اینها خالقین هستند! البته آنها چون در حالت Sleep یا Standby بوده اند نباید چیزی از سازنده های خود به خاطر بیاورند اما اشکالی که در کدهای این رباتها وجود دارد سبب چنین مشکلی می شود. این ایده که در فیلم پرومتئوس هم وجود داشت از تئوری اریک فون دانیکن گرفته شده است. به عقیده او نقاشی های باستانی روی دیوار های اهرام مصر یا یونان، افریقا، چین و غیره که شبیه انسان هایی با کلاه خود هستند در واقع موجودات فضایی با لباس فضانوردی بوده اند که از سیارات دیگر در چندهزار سال پیش به زمین آمده اند. همین ایده در وست ورد استفاده شده است، آنهایی که سازندگان خود را کمابیش به خاطر آورده اند شکل آنها را نقاشی کرده اند یا مجسمه آنها را ساخته اند ولی دقیقا نمیدانند که ماجرا از چه قرار است. تمام این نکات میخواهد مخاطب سریال را هدف قرار دهد.

ساخت انسان ها و طراحی شمایل آنها روی کاغذ از داوینچی الهام گرفته شده است.

کم کم با پیشرفت علم متوجه شده ایم که بهترین پردازنده CPU نیست بلکه باید شبیه مغز انسان باشد و کامپیوترهای بیولوژیکی در راه هستند، یا بهترین موتور، قلب انسان هست که سوختش از طریق خون و غذا خوردن به راحتی تامین می شود وآلایندگی کمی دارد، بنابراین شاید بتوان گفت که بدن ما یک تکنولوژی بالا است. اما آیا به قول سریال خودآگاهی قابل برنامه ریزی است؟! اگر در مورد این موضوع زیاد تفکرکنید متوجه می شوید که با برنامه نویسی می توان رباتی ساخت که آزمون تورینگ را به راحتی قبول شود و با انسان های دیگر از نظر تفکر تفاوت زیادی نداشته باشد. به عنوان مثال شما پس از دو ساعت درس خواندن خسته می شوید اما ربات خسته نمی شود، این یک تفاوت است، اگر بخواهیم این تفاوت را برداریم، باید ربات هم خسته شود اما اگر ربات را طوری برنامه ریزی کنیم که بعد از دوساعت درس خواندن خسته شود باز هم مشخص است که یک ربات هست و شبیه انسان نمی شود چون همیشه بعد از دوساعت خسته می شود اما انسان گاهی اوقات زود خسته می شود و گاهی اوقات نه! اما اگر دلیل خسته شدن انسان را کشف کنیم و در کدهای ربات وارد کنیم مشکل حل می شود. مثلا تشویق کردن در خسته نشدن و تایم درس خواندن موثر است، تغذیه مناسب و داشتن خواب مناسب تاثیر دارد، همچنین اتفاق هایی که ممکن است سبب ناراحتی شود هم موثر است، حتی باید این موضوع را در نظر بگیریم که اگر یک برنامه یا صحبت انگیزشی از تلویزیون پخش شد و ربات آنرا شنید باید در انگیزه اش تاثیر بگذارد. پس اگر همه اینها را به صورت ورودی درنظر بگیریم و در عملکرد ربات دخالت بدهیم آنگاه ربات خیلی به انسان شبیه خواهد شد. یعنی هر رفتار شما یک محرک و عامل قبلی داشته است. البته وست ورد برای خودش یک نظریه است. و هنوز جای کار دارد. امتیاز سریال در IMDb ، ۹٫۲ از ۱۰ است و طرفداران زیادی هم پیدا کرده است.

فصل اول با ده اپیزود تمام می شود و سازندگان گفته اند فصل بعدی در سال ۲۰۱۸ آماده خواهد شد. جاناتان نولان که سازنده فیلم بتمن هم هست گفته ساخت چنین سریالی بسیار مشکل و زمانبر است و مانند بتمن نیست، ما میتوانیم هر سال یک بتمن جدید بیرون بدهیم اما وست ورد پروژه عظیمی است و ساخت آن به زمان زیادی احتیاج دارد. چند قهرمان بودن سریال و پیچیدگی آن گواه این موضوع است که وست ورد همانطور که سازندگان آن گفته اند میخواهد رقیب سریال موفق تاج و تخت باشد. البته اگر بخواهد بعد از ده قسمت تا سال ۲۰۱۸ مردم را منتظر نگه دارد نمی تواند ذهن ها را درگیر خود نگه دارد و فراموش می شود، همانطور که سریال فرار از زندان تقریبا فراموش شده است و کمترکسی منتظر فصل جدید آن است که در حال ساخت است.

نویسنده مطلب: ایمان صدیقی

منبع: سایت اسرار ماوراء www.asrarmavara.ir

 

سایر مطالب مرتبط
نقد و بررسی فیلم فراماشین Ex Machina... IMDb 7.7/10 نویسنده و کارگردان: Alex Garland سبک: علمی-تخیلی، درام، هیجانی نیتن دانشمند و برنامه نویس برجسته و ساز...
تله پاتی یا «دو هم اندیشی» چیست؟... تله پاتی یا «دو هم اندیشی» چیست؟ تله پاتی را می توان پدیده ای ذهنی تعریف کرد که از ارتباط مستقیم میان ذهن با ذهن رخ می دهد، ریشه کلمه &...

نویسنده مطلب: ایمان صدیقی

ادمین سایت، ایمان صدیقی با جمع آوری و نشر مطالبی نو سعی در بیداری و آگاهی ذهن و کشف ناشناخته ها و اسرار انسان و جهان دارد.

3 دیدگاه در “تئوری وست ورد، جهان بدون قانون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *