نقد سریال Jonathan Strange & Mr Norrell

 


جوانی که او را آقای سگوندس صدا می زنند، عضو مجمع جادو شناسان است. او علاقه زیادی به جادوی عملی دارد و از حرف زدن راجع به جادو و تفسیر آن خسته شده است اما چیزی که او به دنبال آن است در آن مجمع یافت نمی شود چون آنها فقط تاریخ جادو را مطالعه کرده بودند و  تا به حال با جادو به کسی صدمه ای نزده بودند البته بهش خوبی هم نکرده بودند! در حقیقت آنها هیچ وردی را نخوانده بودند و حتی با جادو برگ روی درختی را به لرزه در نیاورده بودند! حتی مسیر حرکت ذره ای از گرد و غبار را حرکت نداده بودند! با این حال به عنوان سرشناس ترین و داناترین جادوگران شناخته می شدند. ماجرا در ابتدای قرن نوزدهم و زمانی که ناپلئون در حال تسخیر اروپاست اتفاق می افتد و تمام مردم انگلیس باور داشتند که جادو مدت هاست از بین رفته است و دیگر هیچ جادوگر واقعی پیدا نمی شود. اما در این حین مردی گوشه گیر به نام نورل قدرت خود را آشکار میکند و یک جادوی عملی را به نمایش میگذارد و در عرض یک شب تبدیل به معروفترین چهره کشور میشود.

او در این مینی سریال در نقش جادوگری است که مطالعات زیادی در زمینه جادو داشته است و آرشیو کاملی از کتاب های کهن و جادویی را در اختیار دارد و مهارت ها و توانایی هایش را بیشتر مدیون همین منابع ارزشمند کتاب هاست. به همین خاطر آقای سگوندس هرچه سراسر انگلستان را گشته است کتاب جادوگری پیدا نکرده است چون همه کتاب های درست و حسابی را آقای نورل برای خودش جمع کرده است!

به زودی جوان خوش چهره و شجاع به نام استرنج  وارد داستان می شود. نکته مهم و آموزنده ای که در این سریال وجود دارد در مورد شخصیت نورل و استرنج است، برخلاف نورل، جاناتان استرنج هیچ احتیاجی به مطالعه کتاب ندارد و به راحتی حتی سخت ترین جادوها را اجرا میکند. یعنی او استعداد جادوگری بالایی دارد یا به قول جادوگران، جادو توی خون اوست. او ابتدا یک جوان بیکار است که میخواهد ازدواج کند و همه او را تنبل و بیکار میدانند، خیلی اتفاقی یک دوره گرد یک ورد جادوگری به او می دهد و او با موفقیت آنرا انجام میدهد و میفهمد که استعداد زیادی در جادوگری دارد و از آن پس دنبال جادوگری می رود و خیلی زود پیشرفت میکند و به رقیب آقای نورل تبدیل می شود. تله پورت های جاناتان استرنج و رفتن به داخل آینه با افکت سینمایی زیبایی ساخته شده اند و دیدن آنها برای بیننده جالب است.

 


یک مورد جالب دیگر در مورد احضار است. گاهی کسی یک جن یا موجود دیگر را میخواهد احضار کند و هرچقدر تلاش میکند موفق نمیشود، در این سریال نشان میدهد که آن موجود احضار شده است اما خودش را به شخص احضارکننده نشان نمیدهد! و به او میخندد! یعنی ممکن است روش را به درستی انجام داده باشد اما باید آن موجود هم بخواهد که ارتباط برقرار کند، البته این در مورد موجودات دون مرتبه صدق نمیکند.

آقای نورل تصمیم میگرد از جادو در جنگ استفاده کند و برای اینکه نظر مقامات را جلب کند تصمیم میگرد ملکه تازه مرده را زنده کند و برای اینکار از یک پری کمک میگیرد اما احضار او به دنیای انسان ها باعث بروز بدترین حوادث می شود طوری که دیگر مقابله با آن پری از عهده نورل برنمی آید. حالا دنیا به خطر افتاده است و تنها راه مقابله با آن پری شاید اتحاد آقای نورل و جاناتان استرنج باشد.

 


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.