کلیپ ویدیویی قدرت ذهن، ضمیرناخودآگاه و موفقیت

 

دانلود قسمت اول

دانلود قسمت دوم

 

تمام مطالب این سایت به قلم ایمان صدیقی می باشد و هرگونه کپی برداری از آن بدون ذکر منبع یا نویسنده شرعا جایز نیست.

منبع: سایت اسرار ماوراء  www.asrarmavara.ir

نویسنده مطلب: ایمان صدیقی

ادمین سایت، ایمان صدیقی با جمع آوری و نشر مطالبی نو سعی در بیداری و آگاهی ذهن و کشف ناشناخته ها و اسرار انسان و جهان دارد.

37 دیدگاه در “کلیپ ویدیویی قدرت ذهن، ضمیرناخودآگاه و موفقیت

  • Frinaz

    (فروردین ۲۱, ۱۳۹۶ - ۲:۲۶ ب.ظ)

    یعنی چطوری نسبت به ورودی ذهنم اگاه باشم. اگه اجازه ندم وارد شن و بخام فیلتر کنم انرژیم صرف جنگ و جدالای ذهنی میشه. 

    [پاسخ]

    ایمان صدیقی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۶ ۶:۰۱ ق.ظ:

    نیازی نیست جنگ راه بندازی ، کم کم انجامش بده، خیلی راحت، گفتم که ورودی ها رو تغییر بده، با نگاه نکردن به برنامه هایی که صحبتشون منفیه و ایجاد ترس یا شک میکنه، با نرفتن به کانال ها و پیچ های اینترنتی که مطالب منفی و اخبار بد منتشر میکنن. در عوض برنامه ها و کانال هایی رو دنبال کن که انرژی مثبت میدن و همیشه نیمه پر لیوان رو نگاه میکنن، حرف ها و مطالب اونا روت تاثیر مثبت میذاره و کم کم ناخودآگاهت درست میشه مگر اینکه در کودکی مشکل جدی برات پیش اومده باشه که این با هیپنوتیزم میشه تاحد زیادی برطرفش کرد، البته همین الان هم با کمک متخصص هیپنوتیزم میتونی این کارو انجام بدی و اون روی باورها و تفکرات منفی که داری کار کنه

    [پاسخ]

  • Frinaz

    (فروردین ۲۰, ۱۳۹۶ - ۶:۱۶ ب.ظ)

    سلام اقای صدیقی من ۲۷ سالمه و خیلی دوسدارم از طریق قانون جذب همسر ایده المو جذب کنم ولی وقتی راجع به وفاداری  تجسم میکنم همش فکر منفی میاد سراغم و ترس وجودم رو میگیره که اگه همسر ایندم خیانت کار باشه جی . و علتش رو هم میدونم بخاطر مطالب و اتفاقایی ک دوروبرم راجع ب خیانت میشنوم و باعث شده ضمیرناخوداگاهم مخصوصا تدی این زمینه از منفیا پر شه . میترسم واقعا ی روزی این موضوع رو جذب کنم . بنظرتون چیکار کنم که ترسم بریزه تدی این مورد و ضمیرناخوداگاهم پاکه پاک شه. 

    [پاسخ]

    ایمان صدیقی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۰ام, ۱۳۹۶ ۶:۲۴ ب.ظ:

    سلام، کاری که باید بکنید پاکسازی و فیلترکردن چیزای منفی هست، یعنی از کانال ها و شبکه های اجتماعی که این نوع مطالب رو انتشار میدن فاصله بگیرید و جاشو با چیزای مثبت پر کنید، به مرور خیلی راحت تفکرتون عوض میشه و هر حرف و گفته ای و هر دیده و شنیده ای تاثیری روی ضمیر ناخودآگاه میذاره و کم کم به ضمیر ناخوداگاه تون شکل میده، پس ورودی های ذهن تون رو کنترل کنید.

    [پاسخ]

  • مازیار

    (اسفند ۲۵, ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۵ ق.ظ)

    کتاب زندانیان باور چطوره؟

    بنظرم همینکه ادم فکر کنه توی ایران بعضی کارها جواب نمیده خودش یک باور محدود کننده هس. 

    [پاسخ]

    ایمان صدیقی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۶ ق.ظ:

    اره درسته اما باید حقایق هم درنظر گرفت و تو کامنت قبل گفتم که باید کمی تغییرش داد و بومی سازیش کرد، مثلا اگر در کشوری مردم به خرید اینترنتی اعتماد ندارن باید سیستمی استفاده بشه که بعد از تحویل کالا پول رو بپردازند، این مثالش بود. ولی اینکه بگیم مکان و زمان اصلا مهم نیست و نباید محدود کنیم خودمون رو، به نظرم کار درستی نیست و باید در هرکار تا جایی که میشه همه جوانب رو در نظر گرفت.

    [پاسخ]

  • مازیار

    (اسفند ۲۴, ۱۳۹۵ - ۷:۰۹ ق.ظ)

    چه کتاب هایی توی این زمینه بهم کمک میکنه که بخونم؟

    [پاسخ]

    ایمان صدیقی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۲۹ ق.ظ:

    کتاب های زیادی هست و احتمالا بعضی هاشون رو خوندید اما به نظر من هیچ کدوم کافی نیستند و مباحث باید با توجه به کشوری که ما توش زندگی میکنیم تغییر کنه و به قول معروف بومی سازی بشه، مثلا استیو جابز میگه من از گاراژ خونم شروع کردم یا موسس DELL میگه من با سرمایه خیلی کمی شروع کردم و الان به بیلیون دلار رسیدم، این افراد در شرایط متفاوتی بودن و اینجا مطمعنا اگر کسی بخواد وسایل دیجیتال تولید کنه احتمال موفقیتش بسیار کمتر هست، یا مثلا توی مستند قانون جذب میگه به ذهنم رسید کتابی که قبلا نوشته بودم چاپ کنم و پولدار بشم و بهش ایمان داشتم و همین هم شد، اما در ایران که مردم سالی ده دقیقه کتاب میخونن اونم به شاهنامه و غیره اختصاص داره بعیده بشه با این ایده ها نتیجه گرفت. بنابراین خوندن کتاب هایی که در این زمینه هست خصوصا اونایی که غربی ها نوشتن برای ما تضمینی نیست. اگر هم بخوایم ریشه ای به موضوع نگاه کنیم و فقط از قواعد موفقیت پیروی کنیم نتیجه ای که میگیریم گاه و بی گاه هست و همیشگی نیست، به همین خاطر من به زودی مطالبی رو آماده میکنم که همه جانبه  باشه و البته جای کار داره و یک پروژه طولانی مدت هست که به مرور کامل تر میشه

    [پاسخ]

  • مازیار

    (اسفند ۲۳, ۱۳۹۵ - ۵:۳۷ ق.ظ)

    بله من هم میگم شما استاد مایی و من هم اومدم سایت شما و مطالب شما رو دنبال میکنم که بفهمم و یادبگیرم☺ اگه غیر از این بود شک نکنید که این سوال رو از بقیه اساتید تدی این زمینه میپرسیدم.  ولی من جوابم رو نگرفتم ها😃  شما هم نظرتون مثل بقیه اساتید برای تغییر باورها تکرار عبارات تاکیدیه ؟

    [پاسخ]

    ایمان صدیقی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۵:۰۰ ق.ظ:

    نه، گفتم که تکرار عبارات تاکیدی فایده چندانی نداره. تقریبا میشه گفت باید مغز رو خالی کرد و از نو با اطلاعات درست پرش کرد. مثلا کسی که خانوادش یا محیط اجتماع اینطور بهش گفتن که پول باعث گناه میشه و آدم پولدارا بد هستند، این ادم اگر ادم خوبی باشه برای پولدار شدن با مشکل مواجه میشه. پس راه حل شناسایی ریشه مشکل و از بین بردن اون از طریق مطالعه و آگاهی هست.

    [پاسخ]

  • مازیار

    (اسفند ۲۲, ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۱ ق.ظ)

    میشه یکم بیشتر توضیح بدید. یعنی باور ادم ها بخاطر داشتن توهم دانستن هست؟ اگه این موضوع رو به موفقیت بسط بدید خیلی خوب میشه . مثلا برای فردی که دوسداره پولدار باشه و یا کار خودش رو داشته باشه چجوری میشه باورها رو به کل عوض کرد طوریکه دایمی باشه. تکرار عبارات تاکیدی که توی اکثر مدرسان توی این حیطه گفته شده  امتحان کردم متاسفانه جواب ها کوتاه مدته و خسته کننده و کلیشه ای. دنبال یک روش دیگه بودم که با سایت شما اشنا شدم. اگه امکانش هست پاسخم رو بدید چون تا یک ماه دیگه خیلی دیره و خیلی کنجکاوم بدونم.مطمینا با سابقه و مطالعه ای ک شما از سیستم ذهن و ان ال پی و انسان دارین جوابم رو میگیرم. ممنون

    [پاسخ]

    ایمان صدیقی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۴:۴۰ ق.ظ:

    بله تاثیر زیادی داره، به عنوان مثال زمانی که من دبیرستان بودم ایده های زیادی داشتم برای کسب درامد و اون موقع چون در زمینه های علمی فعالیت میکردم و پژوهشسرا میرفتم طرح های زیادی رو دنبال میکردم، دوستانم همیشه میگفتن ایمان یه ایده بده پولدار بشیم، من خودم خیلی دنبال پول نبودم اما ایده به ذهنم می رسید، مثلا اون زمان پاوربانک ساختم که الان به عنوان شارژر مسافرتی موبایل وارد کشور میشه و به فروش میرسه، همینطور چندسال بعد مونوپاد یا دسته عکس سلفی را ساختم که کسی کمک نکرد به تولید برسونیمش، البته همچنین چیزی خارج بود اما توی ایران هنوز نبود و کسی هم نمیدونست، یا ایده سایت دیجی کالا قبل از اینکه به وجود بیاد به ذهن من رسید و خیلی کامل تر هم بود اما به هرکسی پیشنهاد دادم میگفت تو ایران کسی اینترنتی خرید نمیکنه و جواب نمیده. با خودم میگفتم اگر خارج از کشور جواب داده داخل ایران هم میشه، و تنهایی نمیشد انجامش داد چون اون موقع نه طراحی سایت بلد بودم نه سرمایه کافی را داشتم، کاری هم بود که به همکاری نیاز داشت، به هر حال کسی کمک نکرد با اینکه میگفتن ایمان ایده بده، و این سه مورد فقط مثال هایی بود از ایده های بیشماری که من به دیگران میدادم ولی اونا عمل نمیکردند، این یعنی همون توهم دانستن، یعنی اونا خودشون رو داناتر از من میدونستند، و این حق رو به خودشون میدادن که خیلی راحت ایده های منو رد کنن و دنبال نکنن. اونا دنبال درس رفتند و الان با لیسانس و فوق لیسانس بیکار هستند، کارهای مختلفی رو امتحان میکردند و شکست میخوردند اما خودشون رو مقصر نمیدونستند بلکه شکست شون رو توجیه میکردند مثلا میگفتند درس خوندن دیگه زمان ما جواب نمیده و تقصیر ما نیست، یا کاسبی ها زمان قدیم خوب بوده الان نیست و توجیه های دیگه… اما چون حاصل تفکر خودشون بود مشکلی نداشت و دلیل شکست رو از بیرون میدونستند و خودشون رو به هیچ وجه مقصر نمیدونستند. همین باعث شکست میشه. خیلی وقت ها دوستان مجازی به من لطف میکنند و میگویند تو استاد ما هستی و سوالی میپرسند اما اگر جوابی که به سوال آنها میدهم متفاوت با چیزی باشد که قبلا شنیده اند فورا آن را رد میکنند و این یعنی آنها از کسی که پنج دقیقه پیش بهش استاد گفتند داناتر هستند! و نیازی به او ندارند. اولین قدم: پذیرش این هست که چیزی نمیدانی.

    [پاسخ]

  • مازیار

    (اسفند ۲۱, ۱۳۹۵ - ۱:۳۶ ب.ظ)

    سلام جناب صریقی سایت خوبی دارید

    یک راه سریع و زود بازده برای تغییر باورها چیه بنظرتون؟

    [پاسخ]

    ایمان صدیقی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۵ ۸:۲۷ ب.ظ:

    سلام، موضوع پیچیده ای هستش، مثلا فردی که باور داره نمیشه پرواز کرد، حالا اگر کسی جلوی چشمانش پرواز کنه بازم میگه یه حقه ای در کار هست و باور خودش رو مدام توجیه میکنه، بر همین اساس پیروان هر مکتب و مذهب اکثر اوقات نمیتونن سایرین رو توجیه کنن و هرکدوم از باور خودشون دفاع میکنن و همیشه راهی برای توجیه هست، یه جمله ای که گفتم اینه که : انسان چیزی که بخواد باور کنه به خودش اثبات میکنه. بنابراین همه اینها ریشه در توهم دانستن هست، یعنی اگر کسی جلوی اینه قرار بگیره و خالصانه و صادقانه از خودش بپرسه که آیا من واقعا از فلان چیز باخبر هستم؟ یا فلان موضوع رو میدونم؟ و اگر صادقانه به این سوالش جواب بده از چنگال جهل خلاص شده و میتونه پیشرفت کنه.  این مرحله اول هست بعدش که آگاه شد میتونه برای تغییر باورها در عمل و رفتارش شیوه تازه ای رو پیش بگیره که بعد از عید مفصلا درمورد این موضوع مطالبی اماده خواهم کرد.

    [پاسخ]

  • فرید استهبانی

    (اسفند ۱۸, ۱۳۹۵ - ۱:۱۸ ب.ظ)

    بله خیلی ممنون میشم زودتر این مطالب رو بزاری. تقریبا چه تاریخی این مباحث اماده میشه و  قرار میدی توی سایت؟ 

    [پاسخ]

    ایمان صدیقی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۵ ۹:۴۳ ق.ظ:

    تا یک ماه آینده

    [پاسخ]

  • فرید استهبانی

    (اسفند ۱۶, ۱۳۹۵ - ۶:۰۲ ب.ظ)

    بله کاملا درسته هدف داشتن خیلی مهم هست و منم  توی دانشگاه درس خوندم و مثل خیلیای دیگه واقعا نمیدونم برای چه کاری ساخته شدم و یا دقیقا عاشق چه کاری هستم  و این خیلی منو ازار میده. درمورد هدف گذاری لطفا مطلب بزارید

    ی سوال دیگه اینکه چجوری میشه انگیزه و علاقه نسبت به یک مدضوع رو ایجاد کرد

    مثلا بعضیا که به کتاب خواندن علاقه دارن چرا این اتفاق براشون میفته چه فکری با خودشون.این انگیزه و اشتیاق رو چجوری میشه بوجود اورد

    [پاسخ]

    ایمان صدیقی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۲۳ ق.ظ:

    اینا ریشه در کودکی و تربیت و اجتماع داره، که باعث میشه کسی از موسیقی خوشش بیاد یا از نقاشی یا مطالعه، به طور کلی اینکه بخواهیم انگیزه مطالعه یا درس خواندن رو در افراد ایجاد کنیم کار کاملا اشتباهی هست و نتیجه نمیده بلکه هرکسی باید علاقه و استعداد واقعی خودش رو دنبال کنه و جامعه به همه حرفه ها و هنرها نیاز داره، اما متاسفانه مردم وقتی می بینن مثلا پزشکی پردرامد هست همگی فرزندانشون رو مجبور به درس خواندن میکنند و هدفی رو در نظر میگیرن براشون که هیچ ربطی به استعداد اونا نداره، همین مشکل درمورد سایر حرفه ها هم هست مثلا خواننده یا بازیگر میخوان بشن به امید ثروتمند شدن و در این مورد مطالب بیشتری اماده خواهم کرد.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *