نقد فیلم پرومتئوس

 

تفحصی در فیلم پرومتئوس

۷/۱۰IMDb

یکی از پر سر و صداترین فیلم های اخیر این فیلم می باشد که ساخت آن از قبل توسط کارگردان آن یعنی ریدلی اسکات وعده داده شده بود و میتوان آنرا هدیه ای برای طرفداران نظریه ارابه خدایان اریک فون دانیکن در نظر گرفت. فیلم به یک پرسش اساسی و مهم می پردازد، اینکه ما چگونه و توسط چه کسی یا کسانی خلق شده ایم و در این فیلم عده ای از دانشمندان در پی یک کشف باستان شناسی سرنخی از مبدا آفرینش و حیات پیدا میکنند و برای یافتن پاسخ با سرمایه گذاری یک شخص ثروتمند راهی یک سیاره ناشناخته می شوند. زمان این رویدادها در آینده و اواخر قرن بیست و یکم هست. از آنجایی که آقای اسکات خودش از طرفداران اریک فون دانیکن هست داستان را بر اساس نظریه اریک فون دانیکن پیش می برد. جست و جوی خالق موضوعی نیست که هر فیلم سازی سراغ آن برود و جرعت زیادی می خواهد. ماجرای فیلم اینگونه است که عده ای از موجودات فضایی که از نظر ژنتیکی کاملا مثل انسان ها هستند اما جثه ای بزرگ تر دارند و قوی ترند و این بر اساس اعتقادات یونانیان است؛ قصد در نابودی انسان ها دارند. اما حیات ابتدا توسط یکی از آنها به نام پرومتئوس ایجاد شده است. داستان پرومتئوس هم از اعتقادات یونان سرچشمه میگیرد و او با خوردن ماده ای خاص که جوهره هستی است و وابسته به یین یانگ هست خودش را تجزیه می کند و ذراتش در زمین پراکنده می شود. این اولین صحنه فیلم است که بسیار تاثیر گذار است و شمایل جالبی برای این موجود طراحی کرده اند.

این ماده سیاه تا آخر فیلم به صورت رازآمیز باقی می ماند و بهترین عنصری که سازندگان فیلم تواسته اند به نظریه اریک فون دانیکن اضافه کنند همین ماده سیاه است که خلاقیت بزرگی به حساب می آید. این فیلم برخلاف فیلم هایی مثل لیمیتلس یا لوسی عامه پسند نیست و کسانی که کتاب ارابه خدایان را نخوانده اند و یا مستندهای این سبکی را ندیده اند چیزی از فیلم متوجه نمی شوند و ایرادات زیادی به آن خواهند گرفت. همچنین برخلاف فیلم لوسی که سازندگان آن مساله خلقت را قبول نداشتند و تکامل را عامل اصلی می دانستند اینجا تاکید سازندگان بر درست بودن مساله خلقت است و فقط دنبال خالق میگردند!

دانشمندان با سفینه خود به این سیاره سفر می کنند و با تعدادی جسد ساکنین این سیاره روبرو می شوند و در آنجا نوعی سلاح کشتار جمعی را می یابند که شامل یک تخم از یک موجود است که بر اثر جذب بدی توسط آن ماده سیاه رنگ ایجاد شده است و میخواسته اند آنها را به سوی زمین نشانه بروند و ساکنان زمین را با این روش نابود کنند. حالا چرا کسانی که انسان ها را ساخته اند می خواهند انسان ها را نابود کنند؟ این مهم ترین سوال دکتر الیزابت شاو هست که یک مسیحی معتقد هست و فیلم در بطن خود یک ضدیت با ضدمسیح دارد. او به خداوندی که مسیح گفته است اعتقاد دارد و حرف های سایر دانشمندان درباره موجودات فضایی را زیاد قبول ندارد و در بحران ها و شرایط سخت این اعتقاد قلبی اش به خدای یکتا آشکارا نمایان میشود. 

دلیل اینکه چرا باید ساخت انسان ها توسط فضایی ها انجام شود توسط یک ربات انسان نمای پیشرفته که دیوید نام دارد و در جمع دانشمندان حضور دارد پاسخ داده می شود. او میگوید شما انسان ها چرا ما ربات ها را خلق کردید؟! غیر از این است که میخواستید توان ِخود را بسنجید؟! و چقدر مأیوسانه است اگر این حرف را از زبان خالقین خودتان بشنوید!

 این ربات شخصیت مرموزی دارد و انگار اختیارش کاملا دست خودش هست و ایده پردازی آن به گونه ای است که احساس می شود سازندگان آن قوانین آیزاک آسیموف در مورد ساخت ربات را زیر پا گذاشته اند.

پاسخ سوال دوم که چرا باید حیاتی که توسط این موجودات بر روی زمین و با زحمت بسیار ایجاد شده است یکباره نابود شود این است که انسان ها گناه بسیاری کردند و جنایات زیادی مرتکب شدند و به همین خاطر یک خطر برای ساکنین سیارات دیگر به شمار می روند. همانند یک خلافکار یا قاتل که از جامعه طرد میشود یا اعدام میشود در صورتی که روزی پاک و معصوم بوده است. در یکی از سکانس های جالب فیلم دیوید به چارلی که عاشق الیزابت شاو هست می گوید برای یافتن حقیقت حاضری تا کجا پیش بروی و چه کار کنی؟! دیوید میگوید همه کاری میکنم. دیوید سپس مقدار اندکی از مایع درون آن سلاح های کشتار جمعی بیولوژیکی را وارد نوشیدنی چارلی میکند و همین باعث مرگ چارلی می شود و به علت مقاربت چارلی با الیزابت شاو یک جنین از موجودی پلید بوجود میآید که خوشبختانه دکتر شاو به موقع توسط یک محفظه روباتیکی جراحی خودکار جنین را از شکم خود بیرون می اورد و از مرگ خودش جلوگیری میکند و امیدوار است از رشد جنین هم جلوگیری کرده باشد که اینطور نمی شود. این موجود کشتار جمعی تمثیلی از ضدمسیح هست که در شکم الیزابت شاو که مسیحی معتقدی است قرار می گیرد و مبارزه او با آن جنبه ضد ضدمسیح و ضد شیطانی دارد.

دیوید برای یافتن حقیقت از انسان ها پیشی می گیرد خودش را لایق تر از انسان ها میداند، این را می تواند از چشمان دیوید فهمید و در سکانس های پایانی فیلم که با یکی از مهندسین آن سیاره روبرو می شوند و او دستی روی سر دیوید میکشد لبخند و آرامش دیوید نشان دهنده همین طرز تفکر است. این موجود سپس سر دیوید را از تنش جدا میکند و با بی رحمی به دانشمندان حمله میکند و فقط الیزابت شاو زنده می ماند و از دست این موجود فرار میکند و در صحنه ای که کاملا تنهاست با عذرخواهی از پروردگار باطن واقعی اش را اشکار میکند. دلیل حمله این موجود مشخص است. وقتی این همه سلاح برای نابودی انسان ها ساخته اند یعنی از مدت ها قبل به این نتیجه رسیده اند که نژاد بشر به خطا رفته است و باید نابود شود، بنابراین وقتی این موجود این افراد را در سیاره اش می بیند فورا با آنها مبارزه می کند. خصوصا اینکه فوران و حالت مایعی پیدا کردن آن ماده سیاه رنگ به این معناست که افراد بد و شرور نزدیکش شده اند. این ماده سیاه را می توانید از نظر رفتاری شبیه دود سیاه در سریال لاست در نظر بگیرید. این ماده در برخورد با خوبی و بدی یعنی یین یانگ تغییر می کند و نتایج متفاوتی هم حاصل می شود.

در آخر تمام تجهیزات و سلاح های این موجودات نابود شده و دکتر الیزابت شاو برای یافتن حقیقت به راه خود ادامه می دهد.

تمام مطالب این سایت به قلم ایمان صدیقی می باشد و هرگونه کپی برداری از آن بدون ذکر منبع یا نویسنده شرعا جایز نیست.

منبع: سایت اسرار ماوراء  www.asrarmavara.ir

ایمان صدیقی

ادمین سایت، فعالیتم را در اینترنت از سال 1388 آغاز کردم و هدفم جمع آوری و نشر مطالبی نو در جهت افزایش آگاهی ذهن و خرد جمعی، کشف ناشناخته ها و اسرار انسان و جهان است.

More Posts - Website

نویسنده مطلب: ایمان صدیقی

ادمین سایت، فعالیتم را در اینترنت از سال 1388 آغاز کردم و هدفم جمع آوری و نشر مطالبی نو در جهت افزایش آگاهی ذهن و خرد جمعی، کشف ناشناخته ها و اسرار انسان و جهان است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *